تیکتاک

دوستت دارم با صدای آهسته

ا









نوشته شده در چهارشنبه 13 بهمن 1389 ساعت 02:09 ق.ظ توسط artin paran نظرات |

آنقدر در کشتی عشقت نشینم تا سحر

                                     یا به عشقت می رسم یا غرق دریا می شوم

 

آنقدر خوب و قشنگی که هنگام وداع

                                  حیفم آید که تو را دست خدا بسپارم


نوشته شده در چهارشنبه 13 بهمن 1389 ساعت 02:06 ق.ظ توسط artin paran نظرات |

 

آن روزها نگاهم را با نگاهت می پوشاندم٬

 اما حالا رنگین کمان را به یک رنگیت ترجیح میدهم٬

تو مگر از کدام آسمان آبی امده بودی؟

که به زمینی بودنم خندیدی؟

فلسفه ی اشکهایم را می بافتم٬

و تو چشمانت را میان منطق خنده های کودکانه ات جا گذاشته بودی٬

خودت گفتی:نیلوفرانه نوشته هایت را خواب دیدم٬

خودت گفتی:دستهایم در التهاب بی کسی سردند٬

فکر می کردم بی تابی دل از توست غافل از اینکه دلم عاشق آینه شده بود٬

یادت هست وقتی را که نبض پنجره با شعرهای من مهمان باران می شد و کنار اقاقیا به تو میرسیدم٬

تو با لهجه ی کدام شب با من حرف زدی که

فقط یکبار

دلم برایت تنگ شد؟

...


نوشته شده در چهارشنبه 13 بهمن 1389 ساعت 02:00 ق.ظ توسط artin paran نظرات |

2

 
شستم اشکامو
کشتم دردامو
دیدم من با تو
اوج سرمارو
هیچوقت اگه بری بالا
دیگه نیست سخت
لمس ستاره
ها

نوشته شده در چهارشنبه 13 بهمن 1389 ساعت 01:54 ق.ظ توسط artin paran نظرات |

عذاب ایستاده بود فکرش پر تلولو خاطرات رنگین

زمستانهای دور بود و دور درد تک تک سلولهایش را در هم

 فشردعذاب عذابترین بود دیگر راهی جز رفتن نیست بارها

 مرور شده بود او آغاز بدبختی بود و آغاز درد پس باید

 رنج پایان میپذیرفت او باید میگریخت از خود یا از

 تو ... دیگر هیچ چیزی برای از دست دادن نبود همه چیز

 محیای رفتن و کوچیدن از این دیار بود او میرفت بی

همراز ... تنها قصری دیگر او را میطلبید – خندید :

زندان قصر – ترس از هیچ کس نداشت جز خودش ...به صدای

 آژیر فکر کرد و به گریز شبانه او میرفت تا بهای

بودنش را بپردازد گرگها به وجودش افتخار میکردند خدا

 او را تحویل میگرفت پشت میله های حصاری به زیبایی

 قزل حصار آنجا ... برای بودنش دار میبافتند تا در

 نهایت در شبی مهتابی زیر چادر شب با مرگ عاشقانه

برقصند بالای داری از جنس فریب ... 

مرگ اگر مرد است گو نزد من آی تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ


نوشته شده در چهارشنبه 13 بهمن 1389 ساعت 01:05 ق.ظ توسط artin paran نظرات |

 رفتی اما نگهم باز به راهست هنوز

 دست من خالی و سرد و بی پناهست هنوز

 کی میایی که دلم را به دمی شاد کنی...؟

 دل من بی تو در اینجا نگرانست هنوز...


نوشته شده در چهارشنبه 13 بهمن 1389 ساعت 01:02 ق.ظ توسط artin paran نظرات |

ساعت ها گذشته بود...

و همچنان باران می بارید...

اما هنوز سکوت کرده بود...

دریغ از یک کلمه...

فقط نگاهش می کرد...

با هر نگاه خود با بهترین واژه ها

با او سخن می گفت...

با هر لحظه از سکوتش

بهترین کلمات را به زبان می آورد...

شاید اگر ساعت ها با او هم کلام می شد

نمی توانست به اندازه ی یک لحظه سکوت

معنای کامل حرف خود را به او برساند...

از او پرسید چیزی برای گفتن نداری؟!!!

لحظه ی وداع ست....

و باز هم سکوت....

افسوس که او هر گز نفهمید

<< سکوت سرشار از نا گفتنی هاست>>


نوشته شده در چهارشنبه 13 بهمن 1389 ساعت 12:35 ق.ظ توسط artin paran نظرات |

FarsPatogh.COm ~ سرگرمی تفریحی

دل من عادت داشـت ، که بمانـد یک جا

به کجا ؟!

معـلـوم است ، به در خانه تو !

دل من عادت داشـت ،

که بمانـد آن جا ، پـشـت یک پرده تـوری

که تو هر روز آن را به کناری بزنی ...

دل من ساکن دیوار و دری ،

که تو هر روز از آن می گـذری .

دل من ساکن دستان تو بود

دل من گوشه یک باغـچه بـود

که تو هر روز به آن می نگری

راستی ، دل من را دیـدی ...؟!!


نوشته شده در چهارشنبه 13 بهمن 1389 ساعت 12:31 ق.ظ توسط artin paran نظرات |

FarsPatogh.COm ~ سرگرمی تفریحی

هنوز چشمانت با چشمانم عشق بازی می کند
شاید باور نکنی!!!
در تمام شعرهایم
احساست می کردم ... ودلم
این غم دان پر درد
این صندوقچه اسرارت
هوای تو را بارها می کرد
و من قول تو را برای فردا ، بارها به او می دادم
و او مانند یک بچه از برای دیدنت
مدت ها غروب آفتاب را نظاره می کرد و
هنگامه شب مرا به اغما می کشاند....
و من عاجز از گفتن چیزها و ندانسته ها
بارها او را تنبیه می کردم.....!!!
نمیدانستم تو آنقدر برایم با ارزش بودی
که هم جسمم و هم دلم را صدها بار به جان کندن کشاندم
این من!!!
نتوانست هیچگاه بگوید که چه دردی دارد.....
و در تمام لحظه ها اشک خدا را هم بر روی دیدگانش می دید
اما...
امروز آن باران بوی دیگری داشت...
در حوالی گلدان خالی دلم
و صدای آن از بس که دلم خالی بود
می پیچید و ساعتها صدای باران برایم تکرار دقایق بی سرانجام بود
آن درد.....درد دیدن و نگفتن کاش می مرد
اما اشکان خدا هم دیگر فایده ای ندارد


نوشته شده در چهارشنبه 13 بهمن 1389 ساعت 12:28 ق.ظ توسط artin paran نظرات |



صبح بی تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد
بی تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد

بی تو می گویند: تعطیل است کار عشق بازی
عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد

جغد بر ویرانه می خواند به انکار تو اما
خاک این ویرانه ها بویی از آن گنجینه دارد

خواستم از رنجش دوری بگویم یادم آمد
عشق با آزار خویشاوندی دیرینه دارد

در هوای عاشقان پر می کشد با بی قراری
آن کبوتر چاهی زخمی که او در سینه دارد

ناگهان قفل بزرگ تیرگی را می گشاید
آن که در دستش کلید شهر پر آیینه دارد


نوشته شده در چهارشنبه 13 بهمن 1389 ساعت 12:20 ق.ظ توسط artin paran نظرات |

FarsPatogh.COm ~ سرگرمی تفریحی

من همون جزیره بودم ، خاکی و صمیمی و گرم ، واسه عشق بازی موجها ، قامتم یه بستر نرم ...

یه عزیز دردونه بودم ، پیشه چشم خیسه موجها ، یه نگین سبز خالص ، توی انگشتر دریا ...

تا که یک روز تو رسیدی ، توی قلبم پا گذاشتی...!!! غصه های عاشقی رو ، تو وجودم جا گذاشتی...

 زیر رگبار نگاهت ، دلم انگار زیرو رو شد ، برای داشتن عشقت ، همه جونم آرزو شد.

 تا نفس کشیدی انگار ، نفسم برید تو سینه ، ابر و باد و دریا گفتن ، حس عاشقی همینه.

اومدی تو سرنوشتم ، بی بهونه پا گذاشتی ، اما تا قایقی اومد ، از منو دلم گذشتی؟؟؟ رفتی با قایق عشقت ، سوی روشنی فردا ، منو دل اما نشستیم ، چشم به راهت لب دریا...

دیگه رو خاک وجودم ، نه گلی هست نه درختی ، لحظه های بی تو بودن ، می گذره اما به سختی!

 دل تنها و غریبم ، داره این گوشه میمیره ، ولی حتی وقت مردن ، باز سراغتو میگیره..... میرسه روزی که دیگه ، قعر دریا میشه خونم ، اما تو دریای عشقت ، باز یه گوشه ای می مونم.

من همون جزیره بودم ، خاکی و صمیمی و گرم ، واسه عشق بازی موجها ، قامتم یه بستر نرم ...

یه عزیز دردونه بودم ، پیشه چشم خیسه موجها ، یه نگین سبز خالص ، توی انگشتر دریا ...


نوشته شده در چهارشنبه 13 بهمن 1389 ساعت 12:12 ق.ظ توسط artin paran نظرات |


Design By : Pichak

آمار سایت

JellyMuffin.com - The place for profile layouts, flash generators, glitter graphics, backgrounds and codes
Myspace Codes
JellyMuffin.com - The place for profile layouts, flash generators, glitter graphics, backgrounds and codes
Myspace Codes

كد تقویم