تبلیغات
تیکتاک - اخرین هدیه

تیکتاک

دوستت دارم با صدای آهسته

عذاب ایستاده بود فکرش پر تلولو خاطرات رنگین

زمستانهای دور بود و دور درد تک تک سلولهایش را در هم

 فشردعذاب عذابترین بود دیگر راهی جز رفتن نیست بارها

 مرور شده بود او آغاز بدبختی بود و آغاز درد پس باید

 رنج پایان میپذیرفت او باید میگریخت از خود یا از

 تو ... دیگر هیچ چیزی برای از دست دادن نبود همه چیز

 محیای رفتن و کوچیدن از این دیار بود او میرفت بی

همراز ... تنها قصری دیگر او را میطلبید – خندید :

زندان قصر – ترس از هیچ کس نداشت جز خودش ...به صدای

 آژیر فکر کرد و به گریز شبانه او میرفت تا بهای

بودنش را بپردازد گرگها به وجودش افتخار میکردند خدا

 او را تحویل میگرفت پشت میله های حصاری به زیبایی

 قزل حصار آنجا ... برای بودنش دار میبافتند تا در

 نهایت در شبی مهتابی زیر چادر شب با مرگ عاشقانه

برقصند بالای داری از جنس فریب ... 

مرگ اگر مرد است گو نزد من آی تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ


نوشته شده در چهارشنبه 13 بهمن 1389 ساعت 01:05 ق.ظ توسط artin paran نظرات |


Design By : Pichak

آمار سایت

JellyMuffin.com - The place for profile layouts, flash generators, glitter graphics, backgrounds and codes
Myspace Codes
JellyMuffin.com - The place for profile layouts, flash generators, glitter graphics, backgrounds and codes
Myspace Codes

كد تقویم