تبلیغات
تیکتاک - اگرعاشقی رسوایی است من رسواترینم

تیکتاک

دوستت دارم با صدای آهسته

خواب عجیبی بود و اما من هنوز نشانه های سوختگی را از پس دیوارهای دلواپسی و انتظار می بینم سوختگی که از درد بود و دردمندی و کسی را نبود که مرهمم باشد، در منتهای صبر بر صبوری ام گریستم که چه آرام بودم همچون نسیم و دم بر نیاوردم هق هق ام را همیشه فرو بردم و آنجا فریاد زدم آنجا بیداد کردم و کسی فریاد بی امان و خاموشم را نشنید و نفهمید چه بر سرم آمد این همه سال

چه شورانگیزم من و چه زیبا تو را نغمه نغمه می سرایم یاد و نام و عشقت مرا بالاتراز حتی اوج می رساند نوشتم آری همیشه از همان نقطه ای که نسیم عطرت در وجودم پیچید نوشتم همان جایی که ماه در وجودم شکوفه کرد در همان نقطه ای که خداوند بهترین زیباترین و عزیزترین هدیه را به من داد  آری تو را، یاد تو را، مهر تو را، عشق تو را...................

روزی تعبیر خوابم را خواهم یافت این را دیشب در خلوت و سکوت با ماه در میان گذاشتم شما که جای خود دارید روزی خواهد رسید که بدانم این خواب چه تعبیری دارد که اینگونه مرا در خود فرو برده و آن روز من خورشید، ماه و تمام ستاره ها را به پیشباز تو خواهم آورد و سرمست و مغرور به میزبانی تو در خواهم آمد، کجایی مهربانم کجایی نازنینم دلتنگی بد جور امانم را بریده دلم بد جور هوایت را کرده تمام آه و افسوس روز و شبم این است که ای کاش آن روز همان روز تولد عشق همان روز زمین خوردنم همان روزی که سرنوشتم در وجود تو گره خورد و دیگر باز نشد روزی که عمق نگاهت همه مرا سوزاند و خاکستر کرد روزی که تقویم زندگی ام برای همیشه ثابت ماند و دیگر ورق نخورد روزی که الفبای عشق را بهتر از هر عاشق و معشوقی از بر شدم و آموختم روزی که تمام غرور و سرمستی ام را به یکباره در مقابل چشمان محجوب و مردانه تو از دست دادم من هم تو را بوسیده بودم که حالا بعد از گذشت این همه سال به دلم نماند اما دوباره می گویم اگر تو را بوسیده بودم عطشم برای دیدنت بیشتر از این بود

من وقتی تو را با جان و دل عاشق شدم آسمان با چنان سوزی رو به دریا کرد و گفت : نکند خدای ناکرده سرنوشت این دو هم مانند من و تو باشد و به وصال نرسد آسمان عاشق دریاست هر روز او را می بیند و سلامش می دهد وقتی دلتنگ می شود قلب دریا را بارانی می کند وقتی خشمگین است طوفانی اش می کند اما هیچ وقت نمی تواند به دریا برسد قصه این دو هم مثل خورشید و ماه است که هیچ گاه نمی توانند به هم برسند این را تقدیر می گوید از دست من و شما خارج است راستی می دانید اگر قرار بود ماه و خوشید به هم برسند چه می شد ؟

میلیاردها قلب می بایست قربانی در آغوش کشیدن این دو معشوق می شد، آری آسمان رو به دریا کرد و گفت خدا نکند سرنوشت این دو مثل ما باشد، آن روز برفی و زمستانی خبر عاشقی فاطیما چنان زود پخش شد که تمام ستاره ها به حیرت در آمدند و برای چند ثانیه ای خاموش شدند خورشید به زردی گرایید ماه اشک چکاند و قاصدک مرثیه کرد چه روز سختی بود خدا برای کسی چنین ثانیه هایی را رقم نزند ثانیه هایی که ذره ذره از وجودم را سوزاند از یاد نمی برم رفتن یوسفم را مثل نسیم آمد و رفت آنقدر آرام آمد و آنقدر زود رفت که نتوانستم سیر ببینمش آنقدر زور رفت که نتوانستم حتی ببوسمش و سالهاست که در این حسرت تلخ مانده ام

و اینک من به خوابی می اندیشم که شاید می رود تا به تعبیرش نزدیک شود

چه بی تاب وصل توام بی تاب روزی که باشی و من در سایه ات باشم تو باشی آفتاب هم باشد ماه و ستاره هم باشد و وصال ما را به تماشا بنشینند زمزمه عاشقی و رسوایی من همه جا را پر کرده هر شب همراه با این زمزمه تمام ذرات عالم با من همصدا می شوند و پژواک زیبای نجوایشان در هفت آسمان غوغایی به پا می کند که تماشایی ست

چقدر از التهاب و شوق می لرزم من همه هستی ام را به پای آن لحظه ای می دهم که برگردی و بیایی اما گزافه گفتم تو همه هستی منی و من مرثیه ای تلخ و دردناکم همه تمنای من ریختن هوایی در نفس توست آنجایی که باشی و با هم نفس تازه کنیم در کنار این همه شوق و تمنا اندوهی مدام در جان و روحم می جوشد و چگونه شعله های این التهاب زبانه می کشد و می سوزاندم .



نوشته شده در جمعه 5 آذر 1389 ساعت 03:00 ق.ظ توسط artin paran نظرات |


Design By : Pichak

آمار سایت

JellyMuffin.com - The place for profile layouts, flash generators, glitter graphics, backgrounds and codes
Myspace Codes
JellyMuffin.com - The place for profile layouts, flash generators, glitter graphics, backgrounds and codes
Myspace Codes

كد تقویم